حضور پررنگ درام‌های عاشقانه و جای خالی کمدی

منتشر شده در 23 خرداد 1396
حضور پررنگ درام‌های عاشقانه و جای خالی کمدی

الناز نعمتی: سریال های مناسبتی معمولا بیشتر از سایر سریال‌ها و برنامه های نمایشی تلویزیون مخاطب دارند و در این بین سریال های ماه مبارک رمضان از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. امسال دو سریال درام و عاشقانه «نفس» و «زیر پای مادر» در حال پخش هستند و شبکه 5 و2 سیما پخش سریال های مناسبتی ماه رمضان  را در کنداکتور برنامه‌های‌شان قرار نداده اند. هرچند در مدت زمان محدود بعد از اذان مغرب پخش همین دو سریال کافی بنظرمی رسد اما جای خالی سریالی کمدی نیز حس می‌شود. 

نفس/ جلیل سامان

ساخت سریال هایی که داستان آنها در دهه 50 می گذرد سخت و چالش برانگیز است. در شهرهای بزرگ دیگر خیابانها و کوچه ها و خانه شبیه به آن دوران نیستند و پیدا کردن اکسسوار و اتوموبیل های آن دوران کاری سخت است. مردم عکس ها و فیلم های زیادی از دوران پیش از انقلاب دیده اند و آنهایی که سن و سال شان بالاتر است آن دوران را کاملا به خاطر دارند به همین دلیل ساخت فیلم ها و سریال هایی که با حال و هوای آن مقطع تاریخی مطابق باشد سخت ترین چالش برای عوامل چنین آثاری است.

در فیلم هایی مانند «ماجرای نیمروز» طراحی صحنه و لباس به حدی خوب و حرفه ای و پروسواس بود که مخاطب قصه و روایت را باور کرده و حتی برایش حس نوستالژیک دارد اما در کنار این آثار خوب، برخی از کارهای تلویزیوی و سینمایی تاریخی ضعیف عمل کرده و با اجرای دم دستی شان کاری می کنند که حتی مخاطبان کم دقت هم به راحتی می توانند گاف های بزرگی از سریال بگیرند. این اتفاق برای بعضی از سریال هایی که در سال های اخیر پیرامون حوادث پیش از انقلاب ساخته شده اند افتاده و حتی عکس اشکالاتشان در زمینه طراحی صحنه این سریال ها در شبکه های اجتماعی دست به دست شده است.

«نفس» سومین ساخته جلیل سامان پس از سریال های موفق«ارمغان تاریکی» و «پروانه» درباره روزهای پرالتهاب دهه پنجاه است و باید گفت این کارگردان در ساخت سریال‌هایی که وقایع و قصه شان در سال های پیش از انقلاب می گذرد دیگر کارکشته شده است. خوشبختانه سریال «نفس» از این حیث طراحی صحنه و لباس کاملا حرفه ای عمل کرده و مخاطب باور می کند که داستان در تهران دهه 50می گذرد. اغلب سکانس های این سریال خارجی هستند و این موضوع حتما کار کارگردان و گروه طراح صحنه و لباس آنرا چالش برانگیز تر نیز کرده است. همچنین در سریال «نفس» برای اولین بار تصاویری با حضور تعدادی از بازیگران ارمنی ساکن در کشور ارمنستان، با قرار گرفتن مقابل پرده ضبط شده است تا بعدا از طریق جلوه‌های ویژه در پس زمینه تصاویری که در داخل کشور ضبط شده بودند، قرار بگیرد. به طور معمول، به تصویر کشیدن پوششی دور از واقعیت در سریال‌ هایی که به فضای کشور پیش از  انقلاب مربوط می‌ شوند، باعث انتقاد مخاطبان، ملموس نبودن فضا و غیرقابل باور بودن آثار اینچنینی منجر می شود از این رو با تمهیدی که عوامل سریال اندیشیدند باعث ایجاد فضای واقعی در داستان شده است.

داستان «نفس» به لحاظ مضمونی و حتی داستانی شبیه به دو سریال قبلی این کارگردان است. در سریال های قبلی هم داستانی عاشقانه با چاشنی مبارزات سیاسی پیش از انقلاب تعریف میشد و «نفس» هم دقیقا چنین قصه ای را دنبال می کند. نفس به لحاظ ساختاری قوی تر از آثار قلبی سامان به نظر می رسد اما داستان کمی کهنه و تکراری است. ضمن اینکه در سریال های قبلی این کارگردان شاهد ریتم مناسبی بودیم که «نفس» فاقد آن است. بازی های سریال هم مانند کارهای قبلی کارگردان گیرا نیستند. هرچند رویکرد سامان درمعرفی بازیگران جوان به عالم سینما و تلویزیون قابل تقدیر است اما بازیگران تازه کار «نفس» در اولین تجربه بازیگری شان موفق عمل نکرده اند. ساناز سعیدی در اولین حضور تلویزیونی اش در نقش ناهید بازی سرد و بی روحی دارد و سایر بازیگران جوان نیز (بجز علیرضا کمالی) درخششی در سریال ندارند.  

زیر پای مادر/ بهرنگ توفیقی

سریال «زیر پای مادر» را باید بیشتر سریال سعید نعمت الله و دیدگاه و رویکرد او در نوشتار و خلق داستان دانست. در واقع امضای این نویسنده جوان را می توان بدون در نظر گرفتن نام کارگردان هم در سریال ها و فیلم های مختلف دید. «زیرپای مادر» به لحاظ مضمونی و نوع دیالوگ نویسی مشاعره وارش کاملا شبیه سریال های «مادرانه»، «دیوار» و «جراحت» است. سریال های نام برده را کارگردان های مختلفی ساخته اند اما نقطه اشتراک همه شان رد پای فیلمنامه نویسی نعمت الله است که حالا مخاطبان عام تلویزیونی هم آنرا شناخته اند.

مضمون اصلی همه فیلمنامه های نعمت­‌الله خانواده و ارتباط های فامیلی و نقش پررنگ والدین بخصوص پدران در فامیل است. از دیگر علایق این فیلمنامه نویس حفظ سنت ها و پایبندی به حرمت هاست. در فیلمنامه های نعمت الله کاراکترهایی که به سنت ها پایبند نیستند و یا حرمت ها مخصوصا حرمت بزرگترها را می شکنند تبدیل به افرادی شکست خورده، افسرده و محکوم به طرد شدن هستند و در عوض آنهایی که طبق قواعد سنتی و عرف پیش می روند وحاضر به فداکاری  برای خانواده و والدین هستند به رستگاری می رسند.

«زیرپای مادر» جزو سریال های الف و درجه یک تلویزیون نیست اما داستان جذابی دارد و می تواند مخاطب را با داستان پر فراز و نشیب شخصیت هایش همراه کند. نقطه قوت سریال این است که نعمت الله خوب می داند چطور اوج و فرود دراماتیک داستانش را در قسمت های مختلف سریال به یک میزان بگستراند. هیچ کدام از قسمت های سریال خالی از بزنگاهی داستانی نیست و پایان همه قسمت ها به شکلی طراحی شده اند که مخاطب را برای تماشای قسمت بعدی مشتاق نگه می دارند، نکته ای که برای یک سریال در حکم برگ برنده است. از دیگر نکات فیلمنامه های نعمت الله و سریال های توفیقی قهرمان پروری در داستان است. در حالی که اغلب سریال های تلویزیون در سالهای اخیر به آثاری خنثی و بی مخاطب تبدیل شده اند که شخصیت هایشان در یاد مخاطب نمی ماند، سریال های این نویسنده وکارگردان پر هستند از قهرمان هایی که اتفاقا از جنس خود مردم هستند و برای قهرمان شدن قرار نیست شاخ دیو را بشکنند. کاراکترهایی که با فداکاری برای خانواده، درستکاری و حیا تبدیل به قهرمان های خواستنی میشوند.

در کنار اینها اما سریال «زیر پای مادر» خالی از ایراد هم نیست. مهم ترین ایرادی که می توان به سریال گرفت بازی های تصنعی برخی از شخصیت ها و شباهت بعضی از دیالوگ ها به کارهای پیشین نعمت الله است. همچنین بعضی از موقعیت های داستانی و شخصیت ها غلو شده و غیرقابل باور  بنظر می‌رسد. برای مثال شخصیت بابا خسرو که قرار است کشاورزی ساده در روستا باشد شبیه به فیلسوف ها حرف می‌زند و یا برخی از موقعیت ها مثل مواجهه اشکان با مادرش و بریده شدن دستش و پانسمان آن توسط آتنه به فیلم های هندی پهلو می‌زند.