خیلی دور، خیلی نزدیک/ نگاهی به «جشن دلتنگی»

منتشر شده در 22 اردیبهشت 1397
خیلی دور، خیلی نزدیک/ نگاهی به «جشن دلتنگی»

خلاصه داستان: جهان، مردی 32 ساله که سودای شهرت دارد. افسانه و رضا در میانسالی مشکلات تازه ای تجربه می‌کنند. کاوه و لاله در انتظار تولد اولین فرزندشان هستند و سارا، دختر جوانی است که تصمیم دارد با هویت جدیدی به زندگی خود ادامه دهد.

عوامل فیلم: کارگردان: پوریا آذربایجانی/ نویسنده: پوریا آذربایجانی، مونا سرتوه/ تهیه کننده: علی قائم مقامی/ بازیگران: بهنام تشکر، بابک حمیدیان، محسن کیایی، مینا ساداتی، پانته آ پناهی ها، ساغر قناعت، امید روحانی و پریوش نظریه/  مدیر فیلمبرداری: علیرضا زرین دست/ تدوین: خشایار موحدیان/ موسیقی: فردین خلعتبری.

 

 

صحبت های عوامل فیلم:

پوریا آذربایجانی: این فیلم به این دلیل نوشته شد که من احساس می کنم شکل استفاده و میزان استفاده از فضای مجازی خطری بزرگی دارد و آن این که کم کم انسان تنها و تنهاتر می شود. اطرافمان را که نگاه میکردم میدیدم روابط به صمیمیت گذشته نیست و حتی در میهمانی ها هم میبینیم همه با گوشی هایشان مشغول هستند. شبکه های مجازی میوهاش تنهایی است چون با اینکه در فضای مجازی یک نفر شاید خیلی شلوغ باشد با این حال کسی را برای صحبت کردن پیدا نمیکند. من با اینکه خودم اینستاگرام ندارم و دوست هم ندارم داشته باشم ولی سعی کردم در این باره سیاه نمایی نکنم. من در سینماها با مردم فیلم را دیدم و متاسفانه شاهد این بودم که مخاطبان با وجود موضوع داستان هنوز اینستاگرامشان را چک میکردند.

علی قائم مقامی: پلانی از فیلم حذف نشده دو سه تا دیالوگ کم شده... ما نمایشی برای مقامات دولتی و نمایندگان مجلس داشتیم که به این نتیجه رسیدیم که آن را تغییر دهیم. از هر دو جناح سیاسی کشور فیلم را دیدند و ارتباط خوبی داشتند و فیلم را مورد لطف قرار دادند و امروز هم دیدم نماینده دیگری اظهار لطف کرد. تغییری هم که ما دادیم اجباری نبود و پیشنهاد دادند و با آقای آذربایجانی به این نتیجه رسیدیم که جابه جایی کنیم بهتر است.

علیرضا زرین دست: سینمایی که امروز در دنیا پا گرفته شبیه فیلم‌هایی است که همه با هندی-‌ کم می‌گیرند. امروز فیلمی را که می‌بینیم، حس نمی‌کنیم با قاب‌های متداول سینما گرفته شده است. فیلم‌های خارجی که در حال حاضر ساخته می‌شود هم همین وضع را دارد... امکانات دوربین‌های دم دستی هم به شکلی دیگر شده است.

 

 

آنچه منتقدان گفتند:

خبرگزاری تسنیم: بعد از دیدن فیلم سینمایی«جشن دلتنگی» بار دیگر می‌توان گفت که پوریا آذربایجانی کارگردان خوبی است. او که با سریال «نوار زرد»اش توانست مخاطبان بسیاری را با تلویزیون آشتی دهد، در تازه‌ترین ساخته‌اش به سراغ موضوعی رفته است که این روز‌ها بسیاری از مردم مخصوصاً جوانان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. موضوعی که شاید کمتر فیلمنامه‌نویس و کارگردانی انگاره‌ای در ذهنش برای ساخت آن داشته باشد. فیلم سینمایی «جشن دلتنگی» را می‌توان در چند بخش بررسی کرد.

ماهنامه نقدسینما: جشن دلتنگی اگرچه سوژه ای متفاوت و جدید را در بستر اجتماع روایت می کند، اما در سطح آسیب شناسی  باقی می ماند و در بازنمایی راه حل ها و درمان های این فضای اعتیاد مجازی ابتر و ناقص است. این فیلم می توانست با نشان دادن راه های ترک اعتیاد خانواده های مجازی در چهارچوب داستانی جذاب به یک فیلم آموزشی کاربردی تبدیل شود. باید گفت فیلم داستان گو نیست و تمی از مقایسه بین زندگی معتادان  مجازی و زوج نجات یافته را در بستری از خرده پیرنگ های غیرمتصل در برگرقته است.

خبرگزاری مهر: متاسفانه «جشن دلتنگی» فیلم خوبی نیست و شاید فراتر از آن، این نوع پرداخت اصلا متعلق به مدیوم سینما نیست و بهتر است با این شیوه پلات و گویش به جای صرف هزینه زیاد به یک یا چند همایش درباره معضلات فضای مجازی بسنده می شد ... سینما قصه می خواهد، شخصیت می خواهد و داستان و تعلیق... اما «جشن دلتنگی» کاملا فاقد این بدیهیات است و تقریبا از پلان اول تا پلان آخر همه موبایل به دست دارند و تمام حرف و دعوا و مشکل و زندگی هایشان هم اینستا و فضای مجازی است... چیزی که از زور تکرار دیگر خنده دار می شود.

 

 

نظر من را بخواهید:

با گسترش فضای مجازی اگرچه ارتباط برقرار کردن به دیگران سهولت پیدا کرده اما به همین میزان از ارتباط های واقعی کاسته شده است. فضای مجازی این مجال را میدهد تا به صورت آنلاین با دیگران در ارتباط باشیم و حتی از جزئی ترین اتفاقات زندگی دوستان و آشنایان باخبر شویم اما آیا این حجم از اطلاعات که بسیاری از آنها صرفا به جهت خودنمایی به اشتراک گذاشته می شوند می تواند جای ارتباطی واقعی و در کنار هم بودن انسان ها را بگیرد؟ آیا این حجم از ارائه جزئیات زندگی در شبکه های مجازی در دراز مدت دردسرآفرین نخواهد شد؟ فیلم «جشن دلتنگی» با تمرکز بر اپلیکیشن اینستاگرام که در سال های اخیر در میان کاربران ایرانی بسیار مورد توجه بوده سعی در توضیح همین واقعیت دارد. اما کارگردان در بسط ایده اولیه اش که همان زیر سوال بردن افراط در استفاده از شبکه های مجازی است به موفقیت نمیرسد و درام قوام نیافته و به درستی شکل نمی گیرد.

 

«جشن دلتنگی» بیشتر به رپورتاژ تصویری از استفاده افراطی و بعضا بیمارگونه برخی از کاربران از شبکه اجتماعی اینستاگرام شبیه شده و حتی می توانست در قالب یک مستند/داستانی تعریف شود اما در شرایط فعلی نه مستند است و نه به درامی سینمایی نزدیک می شود. آذربایجانی در تلاشش برای تعریف قصه موفق عمل نکرده و نتیجه اینکه «جشن دلتنگی» تبدیل به اثری تخت شده است که ریتم نسبتا کندی هم دارد.

 

فیلم البته با همه انتقادهای عنوان شده برای یکبار تماشا چندان هم دست خالی نیست. همین که در اثری سینمایی به عواقب استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی پرداخت شده حرکت مثبتی است. مخاطب در داستانک های مختلف فیلم به می بیند که جوانان، اهالی خانواده، دوستان و همسایه ها مدام در شبکه های مجازی سیر می کنند و حتی با وجود اینکه روی یک مبل نشسته اند فرسنگ ها از هم دور شده اند. نمایش این رفتارها و چگونگی مواجهه کاراکترها با فضای مجازی می تواند حکم تلنگر به مخاطب را داشته باشد.

 

چهارمین فیلم آذربایجانی طراحی صحنه و لباس و موسیقی خوبی دارد. آنچه در طراحی صحنه و لباس مثبت بنظر میرسد واقعی بودن حال و هوا و لوکیشن هاست. درشرایطی که در اغلب فیلم های سینمایی مردم در خانه هایی زندگی می کنند که یا شبیه به قصر هستند و یا شبیه به دخمه، در «جشن دلتنگی»مخاطب با لوکیشن هایی روبرو می شود که شبیه به زندگی اغلب مردم است و همین موضوع به همذات پنداری با کاراکترهای فیلم نیز کمک می کند.

 

آذربایجانی کارگردانی جوان و باانگیزه است و با کسب تجربه می تواند در آینده آثار بهتری بسازد. «جشن دلتنگی» به نسبت فیلم قبلی کارگردان یعنی «اروند» اثر بهتری است و می توان امیدوار بود فیلم بعدی کارگردان در صورت دقت بیشتر روی انتخاب قصه و فیلمنامه و البته موفقیت در بازی گرفتن از بازیگران تبدیل به اثری کامل شود که با جاذبه های سینمایی مخاطب را جلب کند.

الناز نعمتی