معرفی فیلم «اتاق تاریک»/ سویه‌ تاریک فاجعه

منتشر شده در 22 دی 1397

روح الله حجازی در «اتاق تاریک» موضوع مهم کودک آزاری را مطرح می‌کند.

 

الناز دیمان: خلاصه داستان: فرهاد (ساعد سهیلی) و هاله (ساره بیات) زوجی هستند که به همراه فرزند فرزندشان امیر، در تهران زندگی می کنند. پس از اینکه فرزند این خانواده مدتی مفقود و سپس یافت می‌شود، فرهاد متوجه علائمی در کودک می‌شود که نشان از آزار جنسی دارد و...

 

عوامل فیلم: تهیه کننده، نویسنده و کارگردان :روح الله حجازی/ بازیگران: ساره بیات، ساعد سهیلی، سید علیرضا میرسالاری،  محمد امامی، امیررضا رنجبران، مروارید کاشیان، ژیلا دایی و رضا احمدی/ فیلمبردار: پیمان شادمانفر/ تدوین: رضا شهبازی/ موسیقی: کارن همایونفر.

 

صحبت‌های عوامل فیلم:

روح الله حجازی: متاسفانه در سینمای ما، خیلی کمتر به سمت ساختن فیلمی با موضوع کودک‌آزاری، می‌روند و معمولا کارگردان‌ها ریسک نمی‌کنند. مشکلی که در ساخت فیلم‌هایی با چنین موضوعی وجود دارد، ممیزی است. ضمن اینکه نمی‌توان برخی از مسائل را مطرح کرد. فیلمساز باید تلاش کند به زبانی برسد که به مشکل برخورد نکند و در عین حال بتواند موضوع مورد بحث را مطرح کند.  سعی کردم مسئله تجاوز در این فیلم در سطح نماند. کودک بازیگر ما از بین بیش از 200 بچه انتخاب شد.

کار با بچه خیلی سخت است من سر کار با بچه سر و کله می‌زدم و وقتی هم به خانه می‌رفتم با چه خودم سر و کله می‌زدم. برخی صحنه‌ها البته مثل سکانس حمام کلک است و بعدا روی آن صدا گذاری شد.

ساعد سهیلی: فیلمنامه «اتاق تاریک» وقتی به دستم رسید، خیلی جذاب بود. شخصیت پدری که همسرش بزرگ‌تر از خودش است؛ برایم واقعا هیجان‌انگیز بود. دوست داشتم نقش پدر را تجربه کنم و این تجربه را دوست دارم.

 

آنچه منتقدان گفتند:

سلام سینما: اتاق تاریک مانند سایر آثار کارگردانش به سراغ طبقه متوسط شهری می رود و ترکیب کاراکترهایش را به شیوه ای نامتعارف و کمتر تکرار شده می چیند؛ یعنی خانواده ای سه نفره که زن تفاوت سنی فاحشی با شوهرش دارد و از او بزرگتر است. حجازی می کوشد تا با نگاهی دقیق و زیرکانه، جزییات رفتاری هر یک از این دو شخصیت را به درستی ترسیم نماید و لایه های زیرین شخصیتی آن دو را با ظرافت تصویر کشد تا با استدلال و قطعیت دلایل اختلاف آن دو با یکدیگر را در فیلم مطرح نماید، اختلافاتی که بر روانِ فرزند خردسال آن ها تأثیر مستقیمی گذاشته است؛ اوضاع جایی بدتر می شود که کودک خانواده اعتراف می کند که به بدنش دست درازی شده است ...

از این جای درام به بعد، تلاش دو شخصیت اصلی برای گره گشایی از راز فیلم آغاز می شود و هر یک از آن ها به نحوی سعی بر آن دارند تا پرده از این اتفاق هولناک بردارند. چیزی که بابت آن حجازی را تحسین می کنم، ساختار درست فیلمنامه است. با آن که برعکس چند ساخته ی آخر کارگردان، «اتاق تاریک» فاقد اِلِمانِ تعدد شخصیت است و همین کم تعدادی شخصیت ها، بی اختیار، رویدادهای درام را نیز محدود می کند، فیلم از مسیر اصلی خود منحرف نمی شود و روایت آن نسبتاً بی سکته اتفاق می افتد و هر آن چه به عنوان داستان فرعی در دل داستان اصلی گنجانده می شود در جهت دستیابی به همان عنصر گره گشایی فیلمنامه است؛ به بیانی دیگر فیلم عاری از اضافات و زواید ضربه زننده است.

دولت آنلاین: اتاق تاریک در اولین قدم خود به خوبی طرح مسئله می‌کند. یعنی مخاطب وقتی از خود بپرسد که چرا باید تماشای فیلم را ادامه دهد یا نگرانی او برای شخصیت‌ها از چه جهت است، به پاسخ روشنی می‌رسد. یک شب پسربچه‌ای در بیابان روبروی خانه‌شان گم می‌شود و پدر و مادرش به کمک یکی از همسایه‌ها او را پیدا می‌کنند. از آن شب به بعد، پسربچه دچار تغییرات رفتاری عجیبی می‌شود که نگرانی‌های والدین را به دنبال دارد. امیر (نام پسربچه) هنگامی که با فرهاد (پدرش) در سرویس بهداشتی هستند، به فرهاد می‌گوید که فردی بدن او را دیده است. این‌ موضوع با اینکه یک موضوع درونی است اما برای مخاطب به طرز نگران کننده‌ای در شروع فیلم بیان می‌شود و به نوعی می‌توان گفت مسئله مخاطب نیز می‌شود. حال در ادامه ما منتظر این هستیم که فرهاد چه واکنشی نسبت به این موضوع دارد و چگونه این مشکل را در ذهن امیر حل می‌کند. مهمترین موضوعی که کودک در رابطه با چنین مسائلی با آن روبرو است، موضوع ترس است. ترس به عنوان یک مسئله‌ روانشناختی گریبان کودک را گرفته و هرگونه برخورد غیراصولی والدین، این مسئله را تشدید می‌کند. به گونه‌ای که شاید تا بزرگسالی با او همراه باشد. همانطور که فرهاد ترس از سگ را با خود از کودکی به همراه دارد و حال در تلاش است تا موضع درستی نسبت به کودک خود بگیرد.

سایت سینمایی مووی مگ: زمانی که قصه آغاز می شود ما با کودکی مفقود شده مواجه می شویم که به سرعت نیز یافت شده و سپس علائم هشدار دهنده ای درباره احتمال آزار جنسی مطرح می گردد. انتظار می رود که چنین سوژه ای بتواند به خوبی بسط و گسترش یابد و در روایت، ما با شخصیت ها و موقعیت هایی مواجه شویم که بتواند سیطره فکری مخاطب بر سوژه را در اوج نگه دارد و او را مرحله تحلیل فیلم سوق دهد. اما در « اتاق تاریک » به سختی می توان نقشی یافت که به مفهوم " شخصیت " نزدیک شده و از تک بُعدی بودن رهایی یافته باشد.

 

نظر من را بخواهید:

اگر پی‌گیر بخش حوادث رسانه‌ها در سال‌های اخیر بوده باشید حتما اخبار تلخ و رو به افزایش کودک‌آزاری‌ها را خوانده یا شنیده‌اید. در سینمای ایران اما هم بخاطر ملاحظات و یا محافظه‌کاری کارگردان‌ها و هم به علت ممیزی‌ها ساخت فیلم درباره کودک آزاری بخصوص آزار جنسی کودکان کمتر پیش آمده است. «اتاق تاریک» آخرین فیلم روح‌الله حجازی اما فیلمی با مضمون کودک آزاری است. این فیلم روایت‌گر زندگی زن و شوهری جوان است که فرزندی خردسال دارند و به تازگی به خانه‌ای بزرگ و زیبا در منطقه‌ای خارج از شهر نقل مکان کرده‌اند و هیچ آشنایی با همسایگان ندارند. در گیرودار اسباب کشی کودک خردسال برای ساعاتی ناپدید شده و بعد از پیدا شدن، ترس عجیبی در او دیده می‌شود. کودک دچار شب ادراری می‌شود و والدین نگران هستند که در آن ساعات که کودک ناپدید شده بود چه اتفاقی برای او رخ داده تا اینکه کودک لب به سخن می‌گشاید و ...

 

حجازی در فیلم‌های پیشینش نیز سراغ مشکلات و معضلات خانوادگی رفته بود و علاقمندی‌اش روایت داستان‌هایی است که در محیط خانواده می‌گذرد. در فیلم‌های قبلی این کارگردان کودکان اغلب نقش‌های حاشیه‌ای و بعضا بدون کارکرد داستانی داشتند اما در «اتاق تاریک» شخصیت اصلی یک کودک است که درام پیرامون حضور او شکل می‌گیرد. در ابتدای داستان اینگونه بنظر میرسد که کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفته و پدر و مادر در تلاش هستند تا فرد مزاحم را بیابند اما مساله ای که کودک با آن دست به گریبان است باعث می‌شود مخاطب با سیلی از مشکلات روحی و روانی والدین او آشنا شود که اتفاقا آزارهای اصلی نسبت به کودک را تشکیل می‌دهند. والدین کودک در مواجهه با مشکلی که برای فرزند خردسال‌شان پیش آمده عصبی، دستپاچه و حتی همراه با خشونت عمل می‌کنند. پدر و مادر کودک هیچ‌کدام حاضر نیستند اشتباهات‌شان را در برخورد و مواجهه رفتاری با کودک بپذیرند و مدام رفتار زشت طرف مقابل با کودک را به رخ یکدیگر کشیده تا خود را تبرئه کنند. مادر برای دانستن دلیل بیقراری‌های  کودک او را در تنگنای روحی گذاشته و حتی به خشونت فیزیکی متوسل می‌شود و پدر ابتدا سعی در پاک کردن صورت مساله داشته و در ادامه به شکلی افراطی کودک را از ارتباط برقرار کردن با دیگران منع می‌کند. درواقع این رفتارهای والدین است که کودک آزاری اصلی را تشکلی می‌دهد. آزاری که در نهایت و با گره‌گشایی اصلی فیلم در فینال داستان مشخص می‌شود سوتفاهمی بیش نبوده است.

 

آنچه از فیلم «اتاق تاریک» که ساختاری بسیار ساده و تلویزیونی دارد اثری قابل تامل می‌سازد هوشمندی کارگردان در مواجهه با مساله کودک آزاری و پرداختن به ابعاد مختلف آن از جمله ابعاد روحی و روانی است. حجازی با مطرح کردن فاجعه‌ای بزرگ که به تهدیدی جدی برای امنیت روانی خانواده تبدیل شده نوع مواجهه اشتباه والدین با آن را به چالش کشیده و به مخاطب گوشزد می‌کند همیشه فجایع و مخاطرات خارج از محیط خانه کودک را تهدید نمی‌کند بلکه گاهی این ما هستیم که با رفتارهای افراطی، درگیری‌های زناشویی، اختلاف در تربیت فرزند و ناآگاهی‌ در برخورد با مشکلات کودکان نه تنها آنها را حل نکرده بلکه به آن دامن زده و ابعاد آنرا گسترش می‌دهیم.